مدح و ولادت حضرت علی اکبر علیهالسلام
بدون عشق تمام وجـودم افـسرده است بدون عشق دلم مثل پیکری مُرده است چه میشود که کریمان به داد من برسند؟ چرا که باغ دلم از گـناه پژمـرده است منم جوانم و بد جـور بر زمین خوردم سرم به سنگ، سرِ خوابِ غفلتم خورده است نـمـیشـود بـشـود عــبـد خـانـۀ اربـاب به شاهزاده دلش را کسی که نسپرده است من آمـدم که غـلامـش شـوم ولی دیـدم کریم بود و مرا تا خود خدا برده است خوشم نـشـسته به عرش دلم علی اکبر نشان عاشـقی یـار بر دلم خورده است نـشـسـتـهام که بـرای رضـایـت حـیـدر بـخـوانـم از نـوۀ فـاطـمـه، عـلی اکـبـر اجازه هست که میـخـانه را بهـم بزنم؟ دم از رسـیـدن مـولـود مـحـتـرم بزنم؟ اجـازه هـست بـیـافـتم به آستـانه و بعـد بـه زیـر قـبـه و پـائـیـن پـا قـدم بـزنـم؟ هـمیـشـه کـار من افـتـاده با عـلی اکبر چگونه حرف از این شاهزاده کم بزنم بـدون دوست، مُـخـیـر به آب لب نزنم کـنـار دوست ولی باده پـشت هم بـزنم غلام هستم و پس حق بده که در گوشم نـشـان حـلـقـۀ اربـاب ذوالـکـرم بـزنـم کسی که بوسه زده روز و شب به دست حسین به زیر پاش فـقـط بـوسه میبـرم بـزنم خصال و وصفِ کمالش محمدی است، علی جمال و نور هلالش محمدی است، علی اذان بـگـو که مـسیـحا شوی علی اکبر مـسـیـح عـالـم بـالا شـوی عـلـی اکـبـر رجز بخـوان وسـط کـارزار تا این که دلـیـل بـهـجـت لـیـلا شـوی عـلی اکـبر دعـای اُمِّ بـنـیـن بـوده که مـیـان نـبـرد قـرین حـضـرت سـقـا شوی علی اکبر رقـابـتی است که قبل از عـمو بیایی و رکـاب زینب کـبـری شـوی عـلی اکبر بمـان کـنـار پـدر تا که نیـرویش باشی عـصـای پـیـری بـابـا شوی عـلی اکبر از این نسـیمِ گل یاس پهلـویت پیداست شـبیه حـضرت زهـرا شوی علی اکبر خودت کمک بده هر طور میشود به حسین درون سطـح عـبا جـا شوی علی اکـبر هـنـوز جـای لـبت بـر لـب پـدر مـانـده ببین کنار تنت "...بَعْدَکَ الْعَفٰا" خوانده |